چرا می‌خواهید یک نسخه نامرغوب از خودتان باشید؟

  • توسط رضا خلیلی
  • ۷ ماه قبل
  • ۳۱۱ بازدید
  • ۰

اکثر ما انسان‌ها، زندگی را به بهترین وجه ممکن سپری نمی‌کنیم و دلیل این امر کمبود توانایی یا قدرت اراده نیست. ما می‌دانیم که برای ارتقا پیدا کردن آماده هستیم، اما نمی‌خواهیم مورد توجه قرار بگیریم و اعتماد به نفس کافی را نداریم . ما می‌دانیم که تجارت‌های رقیب، بابت خدماتی که ارائه می‌دهند مبلغ خوبی را کسب می‌کنند اما در بالاتر بردن قیمت‌های خود مردد هستیم. ما از اینکه در مشکلات غوطه ور باشیم زجر می‌کشیم اما هر راهی که می‌تواند ما را از این مخمصه نجات دهد را نیز از بین می‌بریم. ما می‌خواهیم خوش پوش باشیم اما وقتی زمان آماده شدن فرا می‌رسد، به دنبال لباس‌های کهنه خود می‌گردیم و می‌گوییم:« این لباس به اندازه کافی خوب است.»

اعتماد به نفس

ممکن است این اتفاق به روش‌های ظریف تری رخ دهد. ما می‌دانیم که غیبت کردن، جزو ویژگی‌های شخصیتی خوبی نیست اما با این حال مدام این کار را انجام می‌دهیم. ما می‌دانیم که اکثر نگرانی‌ها بی اساس هستند اما با این حال خود را درگیر آن‌ها می‌کنیم. ما می‌خواهیم به هدف برسیم، نقشه بکشیم و بیشتر اجتماعی باشیم اما در پای بند بودن به این مسائل کم کاری می‌کنیم. ما می‌خواهیم در فضاهایی سازمان یافته شده زندگی کنیم اما نصفی از زمان خود را صرف انجام مسائل بی اهمیت می‌کنیم. ما می‌دانیم که به یک لیوان آب نیاز داریم اما هرگز خودمان را برای رسیدن به آن به زحمت نمی‌اندازیم.

اگر بخواهیم سطحی به این موضوع نگاه کنیم، این شکست‌ها به نظر تنبلی یا کمبود اعتماد به نفس هستند. واقعیتِ این مسئله بسیار عمیق‌تر از این حرف‌ها است.

وقتی بچه بودید، از هیچ چیزی نمی‌ترسیدید. شما نیازهای خود را بیان می‌کردید، بدون زحمت کشیدن خلاق بودید، در همه جا حضور داشتید و صادق‌تر از هر زمان دیگری در زندگی‌تان بودید. این اتفاقات و نگرانی‌ها از اوایل بلوغ ظاهر شدند، همان دورانی که شما توانایی شناخت و تشخیص نوع خاصی از خطر را بدست آوردید، خطری که بشر بیشتر از هر چیز دیگری از آن واهمه دارد: خطر اجتماعی.

شما به مانند سایر انسان‌ها، با نیازی ذاتی متولد شده‌اید تا مورد پذیرش همسن و سالان خود باشید اما هرچه بزرگتر شدیم، به شرایطی پی بردیم که با استفاده از آن‌ها می‌توانستیم یکدیگر را ارزیابی کرده تا ارزش و شایستگی یک فرد را تعیین کنیم. به زودی آن زندگیِ صمیمانه و شاد شما کمتر مطابق میل و خواسته‌های شما خواهد شد و بیشتر شبیه به زندگی‌ای با معیارهای دیگران است که در آن افراد می‌توانند شما را قضاوت کنند.

چه متوجه شده باشید و چه نشده باشید، شما سازگار شده‌اید. شما از قبل در حال کم کردن اعتماد به نفس و کوچک کردن خودتان در زندگی بودید و زمانی که به این موضوع پی ببرید، مشکلات زیادی سد راهتان خواهند بود.

نَفس کوچکِ” شما، ترکیبی از عادت‌ها، رفتارها و باورهایی است که شما از اطرافیان خود دریافت کرده‌اید. شما نیازها و احتیاجات آن‌ها را تفسیر کرده و سپس این نیازها را به نیازهای خودتان تبدیل کردید. شما صفات خاصی را برای امنیت و دفاع کردن از خودتان به کار گرفته‌اید و هیچوقت وقت نگذاشته‌اید تا کمی فکر کنید: «آیا این واقعا من هستم؟»

به همان روشی که ما با انتظارات افراد دیگر سازگاری و تطابق پیدا می‌کنیم، قادر هستیم تا آن انتظارات را به عنوان نیازهای خود در نظر بگیریم.

عادت‌ها طبق یک چرخه سه مرحله‌ای پیش می‌روند:

تحریک، روال و پاداش. این دقیقا همان اتفاقی است که با کوچک شمردن نفسِ واقعی‌تان رخ می‌دهد. بگویید که می‌خواهید کاری را، فراتر از مرزهای محدودیت خود انجام دهید. توانایی های خود را باور کنید و اعتماد به نفس تان را افزایش دهید . حال ممکن است این کار به سختیِ عوض کردن شغل یا به آسانیِ پوشیدن لباسی جدید باشد. شما پشت کامپیوتر خود می‌نشینید تا برنامه شغلی خود را شروع